تبليغاتX
من و ویولونم

من و ویولونم

عاشق ویولون

تحقق رویای علاقمندان موسیقی

رای بسیاری از مردم، موسیقی معنایی بیشتر از چیزی برای شنیدن دارد، موسیقی میتواند وجود شما را تعریف کند. خصوصیت شما، چیزهایی که دوست دارید و از آنها بیزارید، همه در ترانه های مورد علاقه شما پدیدار میشوند

 


وب سایت Last.fm، با استفاده از این ایده، به یک وب سایت گروهی برای bookmarking تبدیل شده است که به کاربر امکان میدهد بنا بر سلیقه موسیقی افراد، با آنها مرتبط شود و در این راه انواع دیگر موسیقی را نیز کشف نماید.

برای استفاده از امکانات این سایت، باید به عضویت آن درآمده و برنامه پخش موسیقی Last.fm را دانلود کنید (این برنامه کاربردی برای کاربران ویندوز، مکینتاش و لینوکس قابل استفاده است). به محض اینکه این برنامه را به کار بیاندازید، میتوانید ترانه های مورد نظرتان را از روی نام هنرمند یا کلمات کلیدی که توسط کاربران Last.fm ایجاد شده جستجو کنید.

فرض میکنیم که شما از روی نام هنرمند به جستجو پرداخته اید، Last.fm مجموعه ای از موسیقی مشابه با ترانه های خواننده ای که نام برده اید هم برای شما فراهم میکند که شما تعدادی از آنها را قبلا شنیده اید و تعدادی از آنها هم برایتان تازگی دارند. در واقع مانند این است که یک DJ اختصاصی داشته باشید.

در حالی که شما مشغول شنیدن ترانه های مختلف هستید، Last.fm با پیگیری آنچه میشنوید، اطلاعات پروفایل شما را به روز در می آورد. هنگامی که مدتی از Last.fm استفاده کنید، تعدادی از "همسایگان"-کاربران دیگری که هم سلیقه شما هستند- و آنچه میشنوند، به شما معرفی میشوند.

شما میتوانید با کلیک کردن بر نام هر همسایه، اطلاعات بیشتری درباره ترانه های مورد علاقه شان بدانید و در صورت تمایل، آنها را به فهرست دوستان خود اضافه کرده و برایشان پیغام بگذارید.

روش دیگری که برای مرتبط شدن با سایر اعضا وجود دارد، پیوستن به یک گروه است. هر گروه تالار تبادل نظر خاص خود را دارد و کاربران میتوانند پرسشهای خود را در آن قرار دهند، نمودارهایی که نشان دهنده عادات موسیقی شنیدن اعضا هستند را مشاهده کنند و هنرمندانی که آثارشان در طول هفته بیش از همه شنیده شده است را پیدا کنند.

این ویژگیها تنها چند نمونه از امکانات موجود در Last.fm هستند و باید گفت که این وب سایت، با استفاده از امکانات بالقوه اینترنت، مکانی رویایی را برای علاقمندان موسیقی فراهم کرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 9:23  توسط علی گوهری  | 

اتو کلمپرر

تو کلمپررر (Otto Klemperer) آهنگساز و رهبر یهودی آلمانی است که از او به عنوان یکی از رهبران پیشرو قرن بیستم نامبرده شده است

اتو كلمپر (1973-1885)


کلمپرر در شهر برسلائو که در گذشته متعلق به آلمان و امروزه در کشور لهستان است، متولد شد. او پسر عموی ویکتور کلمپرر (Victor Klemperer) و پدر هنرپیشه آمریکایی، ورنر کلمپرر (Werner Klemperer) می باشد. کلمپرر موسیقی را ابتدا در کنسرواتوری فرانکفورت و بعد در برلین زیر نظر هانس فیتشنر (Hans Pfitzner) آموخت.
در سال 1905 در حالی که سمفونی شماره 2 مالر "رستاخیز" را رهبری می کرد، با گوستاو مالر ملاقات کرد؛ آنان با یکدیگر دوست شدند و به پیشنهاد مالر، کلمپرر به عنوان رهبر اپرای آلمان در پراگ در سال 1907 منصوب شد.

مالر تصدیق نامه ای کوتاه درباره کلمپرر بر روی کارتی کوچک نگارش کرد و کلمپرر آن را تا آخر عمرش با خود حفظ نمود. در سال 1910 کلمپرر، مالر را در اجرای سمفونی شماره 8 اش همراهی کرد. پس از آن چندین پست رهبری برای وی مقرر شد؛ در هامبورگ 1910 تا 1912 در بارمن 1912 تا 1913، در اپرای استراسبورگ 1914 تا 1917، اپرای کولگن 1917 تا 1924 و اپرای ویسبادن 1924 تا 1927.

از سال 1927 تا 1931 رهبری اپرای کرول در برلین به وی واگذار شد، در این پست توانست اعتبار و شهرت خود را به عنوان هنرمندی برجسته در موسیقی نوین، ارتقا بخشد و آثار تازه ای را رهبر کند از جمله؛ "خانه مرگ" اثر لئوز جاناچک (Leoš Janáček)، اروارتانگ (Erwartung) اثر شوئنبرگ، "افسانه پادشان ادیپوس" اثر ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و "کاردیلاک" اثر پائول هیندمیت (Paul Hindemith). در سال 1933 زمانی که حزب نازی به قدرت رسید، کلمپرر که یک یهودی بود آلمان را ترک کرد، اگرچه پیش از آن مذهبش را به کاتولیک تغییر داده بود اما به تدریج به مذهب یهودی روی آورد.

کلمپرر در آمریکا به عنوان مدیر موسیقی ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس منصوب و در سال 1937 شهروند رسمی آمریکا شد. در لس آنجلس بیشتر کنسرتهایی ارائه می داد که آثار هنرمندان آلمانی را در برداشت از جمله؛ بتهوون، برامس و مالر. وی همچنین به کشورهایی همچون، انگلستان و استرالیا نیز سفر کرد.

در حالی که در سفرهایش به همراه فیلارمونیک لس انجلس، این ارکستر با رهبری او کاملا هماهنگ بود با اینحال کلمپرر دوره بسیار سختی را در جنوب کالیفورنیا برای تطبیق دادن خود با شرایط آنجا گذراند، موسیقی تکرار شده و قطعه های غم افزا، روحیه او را دگرگون می کرد.

پس از تکمیل فصل تابستان 1939 به همراه فیلارمونیک لس انجلس در تالار هالیوود بُل، کلمپرر خود به بوستون سفر کرد و در آنجا به اشتباه مبتلا به بیماری تومور مغزی شناخته شد و در پی جراحیهایی که روی مغزش انجام شد، فلج و دچار افسرگی شدیدی شد!

او به یک آسایشگاه فرستاده شد و زمانی که از آنجا فرار کرد! نیویورک تایمز جلدی را با عنوان "گم شدن کلمپرر" چاپ کرد و مدتی بعد او در نیو جرسی یافته شد و تصویرش پشت میله ها بر روی روزنامه هرالد تریبون (Herald Tribune) به چاپ رسید!

اگرچه پس از آن اتفاق وی قادر به رهبری فیلارمونیک بود اما پستش را به عنوان مدیر موسیقی آنجا از دست داد. پیش از آن، رفتار غیر معقولش او را به رهبری ناخوشایند در آمریکا بدل ساخت و بنابراین حرفه خود را در کشورهای دیگری در پی گرفت. در پایان جنگ جهانی دوم کلمپرر به قاره اروپا بازگشت و اپرای بوداپست را از سال 1947 تا 1950 رهبری کرد.

Audio File قسمتی از اجرای اتو كلمپر را ببینید

پس از آن رهبری ارکستر سمفونیک مونتریال، ارکستر کُلن، ارکستر عمارت کنسرت آمستردام (Concertgebouw) و فیلارمونیای لندن را عهده دار شد. حرفه او در سال 1954 توسط والتر لژه (Walter Legge) دگرگون شد، شخصی که اجراهای کلمپرر ازآهنگهای بتهوون و برامس را به همراه فیلارمونیک ضبط کرد و با برچسب EMI تولید کرد. کلمپرر اولین رهبر اصلی ارکستر فیلارمونیک سوئیس در سال 1959 بود. او همچنین در تالار اپرای رویال کانونت گاردن رهبری و مدیریت آن اپرا را بر عهده داشته و در سال 1963 "لوهنگرین" اثر واگنر را اجرا و ضبط کرد.

کلمپرر بیشتر به عنوان یک رهبر معروف است تا یک آهنگساز با آنکه وی قطعه های فراوانی نوشته است، شامل؛ شش سمفونی، نه کوارتت زهی و اپرای "هدف" (Das Ziel). وی خود به ندرت آهنگهایش را اجرا می کرد و اگرچه پس از او بیشتر آثارش اجرا و ضبط شد اما تا قبل از مرگش با شکست مواجه شدند.

در دیدارش به مونتریال و رهبری ارکستر، دچار حمله شدیدی شد و تنها قادر بود نشسته ارکستر را رهبری کند. شوربختی دیگر وی سانحه سوختگی بود که وی را بیش از پیش فلج ساخت! علی رغم بحران شدید سلامتی کلمپرر، کمک و حمایت طاقت فرسا و بی وقفه دخترش "لوته" در موفقیت دوباره وی نقش اصلی ایفا کرد. پسرش ورنر کلمپرر هنرپیشه بود و برای نمایشی که نقش کلونل کلینک را در برنامه تلویزیونی "قهرمانان هوگان" ایفا می کرد، معروف است. در سال 1970 کلمپرر به تبعیت کشور اسرائیل درآمد. در سال 1971 از رهبری کناره گرفت و در سال 1973 در سن 88 سالگی در زوریخ سوئیس از دنیا رفت و در قبرستان اسرائیلیهای زوریخ به خاک سپرده شد.

بسیاری ازشنوندگان، کلمپرر را با ریتمی کند و آهسته می شناسند، اما آثار ضبط شده وی حاکی از آن دارد که آثار اولیه اش سرعتی بالاتر داشته است و کارهای بعدی وی حسی از نوع گمراهی و بی تکلیفی دارند، برای مثال یکی از آثار برجسته کلمپرر سمفونی شماره 3 بتهوون است به نام پروژه "ارویکا". بسیاری از این مجموعه در استودیو اجرا و ضبط و بسیاری از آن کنسرتها با رهبری وی به طور زنده پخش شد. آثار اولیه کلمپرر کنسرتهایی بود که در کلن در سال 1954 اجرا و بر روی نوار کاست ضبط شد (زمانی که او 69 ساله بود). آخرین اثر ضبط شده اش در لندن به همراه ارکستر فیلارمونیا در سال 1970 زمانی که 85 ساله بود، انجام شد.

همانطور که گفته شد، در سالهای آخر زندگی ریتم آثارش کندتر شده بود، در سال 1954 یک اثر که اجرایش 15 دقیقه و 18 ثانیه به طول انجامید را در سال 1970 در مدت 18 دقیقه و 41 ثانیه انجام داد! در واقع در سال 1954 در هر دقیقه 135 ضربه و در سال 1970 به 110 ضربه در هر دقیقه افزایش یافته بود.

آهسته شدن ریتم در آثار کلمپرر در ضبطهای به جای مانده از اواخر سنین 70 و 80 وی در آثار بسیاری به جای مانده همچون؛ سمفونی شماره 38 اثر موتسارت در پراگ، این اثر را در دسامبر 1950 در سن 65 سالگی به همراه ارکستر برلین اجرا کرد با زمان 9 دقیقه و 45 ثانیه و همان قطعه را در سن 77 سالگی به همراه فیلارمونیای لندن با سرعت 10 دقیقه و 53 ثانیه رهبری کرد. بدون توجه به سرعت در آثار کلمپرر، همچنان قدرت فراوانی دارند.

در سال حدودا 1954 هربرت فُن کارایان تنها برای شنیدن رهبری کامپر در اجرای "اروئیکا" به آمریکا پرواز کرد و بعدها به او گفت: "من تنها به این خاطر اینجا آمدم تا از تو سپاس گذاری کنم و به تو بگویم امیدوارم زنده باشم و بتوانم رژه عزاداری (بخشی از قطعه اروئیکا) را به خوبی تو رهبری کنم!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 9:20  توسط علی گوهری  | 

نت ها و اهنگ های موسیقی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 9:16  توسط علی گوهری  | 

ریچارد اشتراوس

در پایان قرن نوزدهم اشتراوس دیگر بار به اپرا جلب شد. گونترام (Guntram) در سال 1894 و فئورسنوت (Feuersnot) در سال 1901 را که از نظر منتقدان بسیار مورد ایراد قرار گرفت، ساخت

اگرچه در سال 1905 اپرای "سالمون" را بر اساس نمایشنامه ای از اسکار واید نوشت و عکس العملها نسبت به آن بسیار شدید بود، با اینحال اولین اجرای آن با 38 خواننده، موفقیت فراوانی کسب کرد. زمانی که این اپرا در متروپولیتن نیویورک اجرا شد، آنچنان فریاد و خشم تماشاگران بلند شده بود که پس از آن شب، اجراهای دیگر متوقف شد!

بی شک بیشتر این اتفاق به دلیل موضوع اپرا بود، دیدگاه منفی و غلط عموم نسبت به اسکار واید، اگرچه شاید بخش دیگری از نارضایتیها به دلیل ساختار شکنی و استفاده اشتراوس از نوعی بی وزنی بود که امری نا متعارف برای آن تالار اپرا محسوب می شد.

در جاهای دیگر، اپرا موفقیت فراوانی کسب کرد. اپرای بعدی او "الکترا" بود که از بی وزنی خیلی بیشتری در آن استفاده نمود، همچنین اولین اپرای بود که اشتراوس آنرا به همراه شاعر؛ هوگو فُن هوفمانشتال (Hugo von Hofmannsthal) نوشت. این دو هنرمند در آثار بسیار زیادی با یکدیگر همکاری کردند.

استرائوس بار دیگر هارمونی خود را سبک تر و ملایم تر کرد و نتیجه آن اپراهای: "شوالیه گل رُز" (Der Rosenkavalier)، "زنی بدون سایه" (Die Frau ohne Schatten)، " هلنای مصری"(Die ägyptische Helena)،"آرابلا" بود(که این مجموعه را با مشارکت هوفمانشتال نوشت) نیز "اینترمزو" 1923، "زنی که حرف نمی زد" (Die schweigsame Frau) اشعار این اپرا از استیفان زویگ (Stefan Zweig)، "فردنستاگ"(Friedenstag) و دافنه 1937 با اشعار جوزف گرگور (Joseph Gregor) و زویگ، اپرای "عشق دانه" (Die Liebe der Danae) اشعار از گرگور، "کاپریچیو" اشعار از کلمنس کرائوس (Clemens Krauss) از دیگر اپراهای او بودند.

اشترائوس همچنین "پیانو نوازان" (player piano) را برای سیستم هوپفلد (Hupfeld system) اجرای زنده و ضبط نمود که تمام این آثار تا به امروز در دسترس هستند. آثار تک نوازی و گروه نوازی استرائوس شامل آهنگهایی برای پیانو می باشد که روش آن همراه با هارمونی محافظه کارانه ای است(که بسیاری از آن آثار گم شده است). بسیاری از آثار او چندان مورد توجه نیست؛ مثلا کوارتتهای زهی او به ندرت شنیده شده، سونات معروف ویولن E در سال 1887 و همچنین قطعات بسیار مشهور اواخر عمرش...

audio file بشنوید قسمتی از Till Eugenspiegel را ساخته ریچار اشتراووس

استرائوس در سراسر طول عمرش تنها شش اثر برای موسیقی مجلسی نوشته است که از 4 تای آن بعدها برای تنظیم اپرا استفاده کرد. آخرین موسیقی مجلسی او در سال 1940 "آلگریتو در E" برای ویولن و پیانو است. او کنسرتو هایی نیز دارد که مشهورترین آن؛ کنسرتوی دوبل هورن است که همچنان به عنوان قطعه ای استاندارد برای تک نوازان این ساز استفاده می شود، پوئم سمفونیک "دون کوئکسیتو" برای ویولنسل، ویولا و ارکستر، کنسرتوی ابوا که به تشویق جان د-لانکی (John de Lancie) سرباز و نوازنده آمریکایی ابوا که او را بعد از جنگ ملاقات کرد، ساخته شد. دوئت کنسرتو برای باسون، کلارینت و ارکستر که از کارهای پایانی او می باشد. اشترائوس خود اعتراف می کند که این دوئت-کونسرتو قسمتی اضافه دارد که کلارینت نقش "پرنسس" و باسون "خرس" (دیو) را ایفا می کنند که هر دو با هم می رقصند و در پایان خرس به پرینس تبدیل می شود.

audio file بشنوید قسمتی از Ständchen را ساخته ریچار اشتراووس

بعد از حاکمیت نازیها فضای حاکم بر آلمان محافظه کارانه تر شد. بسیاری گفته ها حاکی از آن است که اشتراوس کاملا غیر سیاسی بوده و هیچ گاه با نازیها مشارکت و همکاری نداشته اما گفته شده وی در قسمتی اداری برای نازی ها کار میکرده، به همین دلیل زمانی که نازی در قدرت بود چندین موسیقیدان رهبری آثارش را نپذیرفتند، در این میان "آرتور توسکانینی" (Arturo Toscanini) گفته است: "در مقابل اشترائوس آهنگساز کلاه را از سرم بر می دارم، در مقابل اشترائوس کلاه را بر روی سرم نگاه خواهم داشت." در نوامبر 1933 ژوزف گوبلس (Joseph Goebbels) اشترائوس را به عنوان رئیس "مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان" (Reichsmusikkammer) برگزید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 9:7  توسط علی گوهری  | 

ویولون 2.7 میلیون دلاری و تصمیم جدید EMI

میلیون دلار برای ویولون استراد
روز دوشنبه یک ویولون استرادیواری (Stradivari) متعلق به قرن 18 در حراجی واقع در نیویورک به قیمت 2.7 میلیون دلار فروخته شد. گفته میشود علی رغم اینکه قیمت نهایی دو برابر قیمتی است که توسط حراج براورد شده بود، اما باز این معامله برای خریدار این ویولون معامله ای "شیرین" بوده است.

یک خریدار ناشناس، این ویویلون دست ساز آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari) را که "سولومون، لمبرت سابق" (Solomon, Ex-Lambert) نام دارد، به مبلغ 2,728,000 دلار (به علاوه حق العمل) از حراج کریستی خریداری کرده است.

این ویولون به نام دو تن از آخرین صاحبانش نام گذاری شده است: سیمور سولومون (Seymour Solomon) ویولونیست آماتور و یکی از موسسین کمپانی ضبط صفحه (Vanguard Records) و موری لمبرت (Murray Lambert) انگلیسی، نوازنده حرفه ای ویولون.

انتظار میرفت این ساز که از دست سازهای دوران "پختگی" استاد استرادیواری محسوب میشود، به قیمت 1 تا 1.5 میلیون دلار به فروش برسد. به گفته نماینده خریدار " معامله ای شیرین بود. این ساز بسیار بیشتر از این ارزش دارد."

در سال 2006، فروش یکی دیگر از ویولونهای استرادیواری به نام همر (The Hammer) به قیمت 3.5 میلیون دلار به فروش رسید و رکورد جدیدی در قیمت پرداخته شده برای یک ساز برجا گذاشت.

بنا به براورد کارشناسان و تاریخ نگاران، استرادیواری و پسرانش تا زمان مرگ استاد در سال 1737 در حدود یک هزار ساز زهی - از جمله ویولون، هارپ، گیتار و ویولون سل - در کارگاه واقع در کرمونا (Cremona) ایتالیا، ساختند. از این تعداد در حدود 700 ساز اصیل استرادیواری باقی مانده است که حدود 512 عدد از آنها ویولون است. سازهای باقیمانده حتی پس از 250 سال از زمان ساخته شدنشان، هنوز استاندارد طلایی در تولید ساز به شمار میروند.



EMI
کمپانی موسیقی EMI و فروش اینترنتی موسیقی
این هفته با اقدام EMI دوره جدیدی از موسیقی آنلاین آغاز شد. این کمپانی، اولین تولید کننده عمده موسیقی است که ترانه های خود را بدون وجود کدهای مخفی که موجب محدودیت استفاده میشوند، در اینترنت عرضه میکند.
کمپانی EMI در این حرکت، به مشتریان خود امکان میدهد تا با پرداخت مبلغ بیشتر، ترانه هایی با کیفیت بهتر و بدون نرم افزاری که کپی یا شنیدن ترانه را در دستگاههایی چون آی پاد iPod محدود کند، دانلود کنند. به گفته این کمپانی، برقرار کردن محدودیت در فروش دیجیتالی آن هم برای مخاطبینی که همواره CD یا کاست خود را بدون هیچ محدودیتی شنیده اند، کاری اشتباه است.

کمپانی اپل Apple و EMI Records در یک کنفرانس مشترک که روز دوم آوریل در لندن برگذار شد اعلام کردند کهEMI ترانه های خود را از طریق فروشگاههای iTunes به فروش خواهد رساند.

این تصمیم به این معناست که مجموعه عظیم موسیقی EMI با کیفیتی نزدیک به کیفیت CD در دسترس بوده و بر روی هر دستگاه پخشی قابل اجرا خواهد بود. قیمت هر ترانه 2.27 دلار است که 55 سنت از ترانه های iTunes گرانتر است.

کمپانی EMI که با توجه به دانلودها و کپیهای غیرمجاز به شدت ضرر کرده و در خطر خریده شدن توسط کمپانی وارند بود، از این راه میتواند مجددا بازار موسیقی خود را در دست بگیرد. به گفته اریک نیکولی Eric Nicoli، مدیر اجرایی EMI :

"ما اعتقاد داریم که ارایه فرصتی به مصرف کنندگان که آنها را قادر به خرید موسیقی با کیفیت بالاتر و شنیدن آن در هر وسیله یا برنامه کامپیوتری میسازد، فروش موسیقی دیجیتال را افزایش خواهد داد."

موسیقی EMI بلافاصله پس از این اعلام، در اینترنت قرار گرفته و در دسترس است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 8:49  توسط علی گوهری  | 

زندگی نامه شادمهر

ندگی نامه شادمهر

شادمهر عقیلی ۷ بهمن ماه سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد . از خوانندگانی ست که پس از انقلاب اسلامی ایران در ایران کار خود را آغاز کرد ولی پس از مدتی ابتدا به کانادا و سپس به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد.

زندگی هنری

در ایران

از کودکی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع كرد ولی بعد ویلن را به‌عنوان ساز تخصصی خود انتخاب كرد.نواختن ساز را از هر كاری بیشتر دوست داشت. ساز های تخصصی وی پیانو ، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد.

از ۱۳۷۶ وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آنجا مشغول به كار شد ولی كارهای او برای كسب مجوز مشكل داشتند. به‌عنوان اولین كار «معبود» را اجرا كرد و بعد از آن «بهار من» اولین كاست او بود . بهار من كاست بدون كلامی بود كه شادمهر نوازندگی پیانو ،گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت . بعد از آن کاست «مسافر» به بازار آمد و تحولی در موسیقی پاپ كشور ایجاد شد كه آثار آن برای همیشه به جا ماند. بعد از آن كاست «دهاتی» منتشر شد و باعث نمایان شدن فرق بین كارهای شادمهر و دیگران شد. در این راه همیشه مشكلات بسیار زیادی سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز برای كاری كه نام شادمهر روی آن باشد مشكل شد ، با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او صد چندان شد . او در دو فیلم سینمایی« پر پرواز و شب برهنه» بازی كرد و خود را در عرصه بازیگری هم مورد امتحان قرار داد . بازی در این فیلم ها باعث افزایش حساسیت روی كارهای وی شد . پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز برای كاست بعدی یعنی« آدم و حوا » ادامه پیدا كرد و شادمهر كه دیگر عرصه را برای كار تنگ می دید رهسپار دیار غربت شد تا كسی نتواند جلوی پیشرفت او را سد كند و قصه پر پرواز را در زندگی خود تكرار كرد . شاید پر پرواز زنگ خطری بود برای آنهایی كه اجازه راحت كار كردن را از امثال شادمهر سلب می كنند.

خارج از ایران

او بعد از پرواز از ایران وارد كانادا شد و با كمپانی “نوامیدیا” قرداد امضا كرد. هنوز چند وقتی تا انتشار اولین آلبوم او در خارج از كشور باقی مانده بود كه ناگهان این آلبوم با كیفیت پایین در بازار ایران پخش شد. بعضی از آهنگهایی كه او اصلاً قصد انتشار آنها را نداشت در این آلبوم منتشر شده بود. بعد از یک ماه از این ماجرا آلبوم او به طور رسمی و با نام خیالی نیست پخش شد كه شامل قطعات زیر بود:

1.            خیالی نیست

2.            باور

3.            فال قهوه

4.            ژینا

5.            می‌خوام برم

6.            چشم‌های عاشق

7.            باور

بعد از منتشر شدن این آلبوم و به دلیل وجود نداشتن سه آهنگ: باور،می خوام برم،فال قهوه در آلبومی كه یک ماه قبل در ایران پخش شده‌بود بار دیگر آلبوم او این بار با این سه آهنگ جدید و با نام فال قهوه در ایران به فروش می رسید! آلبوم بعدی او آدم فروش بود.آلبوم سوم او در خارج از كشور پاپ كرن نام داشت كه در اسفند ۱۳۸۴ پخش شد.

هفت تک آهنگ جدید شادمهر با نام های “سبب” ، “رسیدی” “مشکوکم” “بغض” “بيا” ” تن تو” “يه كاري كن” از آخرین کارهای او است.

همکاران هنری

از معروف ترین ترانه‌های نیلوفر لاری پور را خوانده‌است.ضمن اینکه برای خانم مهستی آهنگ‌ها و تنظیم‌های آلبوم از خدا خواسته را انجام داده‌است . اهنگ سازی برای خوانندگان داخلی و خارجی مانند : جمشید . بهبود . مهران احراری . شروین . ایلیا منفرد . حمید غلامعلی . عصار . اصفهانی و …

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 8:48  توسط علی گوهری  | 

گناهی ندارم

گناهي ندارم ولي قسمت اينه که چشماي کورم به راهت بشينه
براي دل من واسه جسم خسته ام مني که غرور و توچشمات شکستم
سر از کار چشمات کسي در نياورد که هرکي تو رو خواست يه روزي بد آورد
براي دل من واسه جسم خسته ام مني که غرور و توچشمات شکستم
واسه من که بر عکس کار زمونه يکي نيست که قدر دلم رو بدونه
گناهي ندارم ولي قسمت اينه که چشماي کورم به راهت بشينه
هنوزم زمستون بيادت بهاره تو قلبم کسي جز تو جايي نداره
صداي دلم ساز ناسازگاره سکوتم به جز تو صدايي نداره
تو خواب و خيالم همش فکر اينم که دستاتو بازم تو دستام ببينم
ولي حيف از اين خواب پريدم که بازم با چشماي کورم به راهت بشينم
سر از کار چشمات کسي در نياورد که هرکي تو رو خواست يه روزي بد آورد
براي دل من واسه جسم خسته ام مني که غرور و توچشمات شکستم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:32  توسط علی گوهری  | 

كجا برم خدايا

كجا برم خدايا به كي بگم غمم را كه غم زبونمو سوزونده
چرا به لب ميارم كه آتش درونم تا استخونمو سوزونده
اين منم كه غمارو باخته رو نسيم آشيونه ساخته
اي دل پر آرزو با تو كنم گفتگو سنگ صبورم تويي تو
مانده به درياي غم در دل شبهاي من چشمه نورم نديدم
كجا برم خدايا به كي بگم غمم را كه غم زبونمو سوزونده
چرا به لب ميارم كه آتش درونم تا استخونمو سوزونده
اين منم كه غمارو باخته رو نسيم آشيونه ساخته
مستم و ديونه ام بي تو شده غم دگر همدم شبهاي من
بر در مي خونه ها حلقه شده تا سحر دست تمناي من
كجا برم خدايا به كي بگم غمم را كه غم زبونمو سوزونده
چرا به لب ميارم كه آتش درونم تا استخونمو سوزونده
اين منم كه غمارو باخته رو نسيم آشيونه ساخته

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:29  توسط علی گوهری  | 

من اگه كسي رو داشتم

من اگه كسي رو داشتم ديگه دربه در نبودم
با غم و غربت و اندوه ديگه همسفر نبودم
اگه زخم نخورده بودم تو رو باور نميكردم
توي اين حسار غربت با غمت سر نميكردم
كوليه شب زده بودم پشت گريه صدات كردم
از پس آينه اشك تا هميشه نگات كردم
درد عشق معناي مرگه مسلخ پاييز و برگه
قصه عشق و حقيقت قصه گل و تگرگه
آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود
شكل تنهايي و غربت سرنوشت آدما بود
با چشات دنيا رو ديدم حتي من فردا رو ديدم
توي قلب قطره بودم با تو من دريا رو ديدم
كوليه شب زده بودم پشت گريه صدات كردم
از پس آينه اشك تا هميشه نگات كردم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:27  توسط علی گوهری  | 

اونی که میخواستم

اوني كه ميخواستم دلمو شكست و
 به پاي يك عشق جديد نشست و
چش روي آرزوم هميشه بست و
 پشت مه پنجره مون رها شد
اوني كه ميخواستم مثل اشك چكيدو
تو طول راه باز يه كسي رو ديدي و
به آرزوش انگار ديگه رسيدو
به خاطر هيچي ازم جدا شد
اوني كه ميخواستم منو تنها گذاشت رفت
اوني كه ميخواستم دل ازم بريد و
 بين گلا يه گل تازه چيد و
به اوني كه دلش ميخواست رسيد و
 با غم و غصه من و آشنا كرد
اوني كه ميخواستم منو برد بهشت و
 اسم منو رو سردرش نوشت و
بهونه كرد بازيه سرنوشت و
 تو شهر روياها منو رها كرد
اوني كه ميخواستم منو برد از ياد و
رفت پيش اون كس كه دلش مي خواد و
زد زير عشقش كه يادش نياد و
مثل همه آدما بي وفا شد
اوني كه ميخواستم چرا تنهام گذاشت رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:26  توسط علی گوهری  |